تبلیغات
خاطرات - بابابزرگ
خاطرات
ساشبین...{باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست ...کوروش کبیر}
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 آذر 1390 توسط بیتا | نظرات ()
سلام.
دیروز سالگرد فوت بابا بزرگم بود که خیلی دوسش دارم....با اینکه حتی یه بارم ندیدمش....
آخه سال 73 فوت کرد.....
کاشکی فقط یه بار بیاد خوابم....15 ساله که منتظرشم که بیاد تو خوابم....
صبح رفتیم سر خاکش و واسش گل خریدم با گلاب....
بهش گفتم که چقدر دوسش دارم....
توی مدرسه هم واسش خیرات دادم.....

بابا بزرگ جونم خیلی دوست دارم...

توی خواب منتظرتم...