تبلیغات
خاطرات - سنگ صبور
خاطرات
ساشبین...{باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست ...کوروش کبیر}
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آبان 1390 توسط بیتا | نظرات ()

خیلی خوبه که ما همدیگه رو داریم....

خیلی خوبه که می تونیم با هم حرف بزنیم...

خیلی خوبه که با ناراحتیه یکیمون اون یکیام ناراحت میشن....

خیلی خوبه که وقتی می خوایم گریه کنیم یکی هست که سرمونو بزاریم رو شونش....

واسه اولین بار تا حد مرگ از یه نفر متنفرم....

دوست دارم از روی زمین حذف بشه....

نمی دونم چرا یه نفر اینقدر میتونه بد باشه....

خوشحالم که دوستای خوبمو دارم....

 

@واااای دیدین خاله مهرنوش جونم توی آپ سخت ترین شب زندگیم نظر گذاشته/قربونش برم

@بچه های آیدا...>جیگیلی و بیگیلی....

@گاو یاسی....

@نقاشی های خوشمل رها....

@17 تا منفی شادی....

@الان توی کارگاه کامپیوتر با آیدی/رها/نگی/هستی/حسنا/فاطمه

@یاسی هم  الان با بچه های تجربی اومد....

@معلمامون اعتصاب کردن....

@برین وب پروازمو ببینین....

@این روزا زیاد نمیام وب ولی وباتونو می خونم....

ممنون