تبلیغات
خاطرات - ...!
خاطرات
ساشبین...{باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست ...کوروش کبیر}
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 مهر 1390 توسط بیتا | نظرات ()
سلام بچه ها...
خوبین؟حتما تعجب میکنین که چرا عنوانش علامت تعجب....آخه نمی دونستم چی بنویسم واسه همین اینو گذاشتم...به هر حال...
نمیدونم کدوم آدم بیکاری وب یاسی و هک کرده!!!...
ممنون از کسایی که میان سر میزنن...میدونین به چه نتیجه ای رسیدم؟اینکه اگه نیام بگم آپم کسی نمیاد سر بزنه(خیلی مهم بود نه؟نتیجه به این میگن...بهله بهله)
خب از کجا بگم؟
ناظممون هدو اجباری کرده بود.روز دوم منو یاسی یادمون رفته بود هد بزنیم واسه همین  یفاشکی از پشت ناظممون در رفتیم....زنگ دوم خانوم.ب(معلم ریاضی) اومد سر کلاسمونو 3 تا برگه بهمون دادو گفت:اگه اینارو تا کنین تاتون میکنم.یعنی به من بی احترامی کردین...!وقتی درس دادو رفت یاسمن برگه هرو تا کرد....زنگ بعدش فیزیک اومد که استاد دانشگاه هم هست ولی کفشاش مثل کفشای خانوم.ح(معل ریاضی پارسال) بود,هی تق تق تق از اینور کلاس میرفت اونور کلاس....این وسطا رها گفته بود که ساعت12:30 بیاد مدرسه سر بزنه....
زنگ آخر زبان داشتیم که بچه ها رفتن دفتر و گفتن معلم زبانمونو عوض کنن آخه هم بد درس میداد هم با همه حتی با خودشم درگیری داشت....نامرد به من 19/75 داده بود....بگذریم....
زنگای تفریح هم همش یا ما کلاس تجربیا بودیم یا اونا کلاس ما(بچه های پارسال خودمون یعنی:یاسی/مریم/آیدا/مهشید/سما/نرگس)....
رها هم اومد سر زدو گفت پروندمو میارم اینجا....

pink bunny and hearts divider


روز بعدش آیدا یه هفته رفت تولدWhoop De Doo.....خانوم.ر(معل دینی) اومد سر کلاسمون...گفته بودم مامان مناس؟...آره...شروع کرد درس دادن....مارو بگو همگی خواب بودیم...من واسه اولین بار سر کلاس چرت میزدم....وقتی رفتیم تو سرویس و از رخشان پرسیدم گفت این معلمه کلا اینجوریه ما هم سر کلاسش یا بازی می کنیم یا می خوابیم....

pink bunny and hearts divider


اها رها اومد مدرسمون ولی باز سر پروندش مشکل وجود داره...حالا درست میشه....
این دوستان تجربی که میان کلاس ما,میز ما رو به گند میکشونن....تموم خوراکیا و آب میوهاشونو میریزن روی میز مای بدبخت....

pink bunny and hearts divider


دیروز ناضممون اومد تو کلاس و خواست طبق معمول به یه چیزی گیر بده...ما هم ساکت و مرتب تریپ بچه آروما نشسته بودیمReading a Book...اونم همینطوری نگامون میکرد,آخرش که دیگه سوژه ای پیدا نکرد گفت کلاستون چقدر کثیف,منظم باشین.....حالا همه ی کلاس تمیز بود به جز زیر میز ما که یه ذره کاغذ افتاده بود...یاسی هم بلند شد و انداختش توی سطل آشغال.....وقتی رفت بیرون هممون زدیم زیر خنده....بدجور کلاسمونو دود گرفته بود....
pink bunny and hearts divider
بچه ها یه خواهش ازتون دارم....>لطفا واسه رها دعا کنین تا کاره پروندش درست بشه و بتونه بیاد پیش ما....میسی.


@خاله ریزه و کیانا رو توی کانون دیدم......Happy Dance
@یاسمن پارسال تیکه کلامش زر نزن بود.....
@آینه=من درش پیدا.....
@آدامس=دهان جنبان.....
@کلاه قرمزی سر کوچه....
@دلم واسه سما خیییییلی تنگ شده...girl_cray2.gif
@کاشکی آرتا و پانیذ جونم نمیرفتن.....

ممنون که اومدین....نظر فراموش نشه....