تبلیغات
خاطرات - معرفی نامه
خاطرات
ساشبین...{باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست ...کوروش کبیر}
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 مرداد 1390 توسط بیتا | نظرات ()
سلام...ببخشید یه کم دیر آپ کردم,اخه نمیدونم اینترنتم چه مشکلی داره هی قطع میشه....
میخوام با بچه ها آشناتون کنم...
سما:یه دختر خیلی خوب,مهربون,عاشق رمان,نویسنده,اروم که میخواد خوانوم دکتر بشه(کلاه قرمزی رو هم دوست نداشت*)
رها:یه دختر خیلی خوب,مهربون,عاشق رمان,نیمچه نویسنده(من خودم طرفدار نوشته هاشم),فوق العاده شلوغ,شجاع که میخواد خوانوم مهندس بشه.(همیشم جلوی جمله هاشD:میذاشت)
آیدا:یه دختر خیلی خوب,مهربون, فوق العاده شلوغ,شیطون که می خواد مهندس بشه.(همیشم روی میز مینوشت holy girls)
نرگس:یه دختر خیلی خوب,مهربون,شیطون که میخواد بره رشته ی تجربی ولی شغلشو نیدونم!(توی کلاس زبان:نگی...>nagi)
حدیث:یه دختر خیلی خوب,مهربون,اروم بود ولی یواشکی شیطونی میکرد که میخواد تشریف ببره ریاضی,شغل اونم خبر ندارم(همیشه میرفت سوپری هله هوله جات میخرید*)
حالا نوبت خودمه:یه دختر خیلی خوب مثل بقیه بچه های گروه,فوق العاده شلوغ,شیطون,معروف به پطروس,عاشق رمان,نویسنده که می خوام خلبان بشم.
اینم از معرفی نامه ی بچه ها ی شلوغ اولA....