تبلیغات
خاطرات - سلام...!
خاطرات
ساشبین...{باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست ...کوروش کبیر}
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 مرداد 1390 توسط بیتا | نظرات ()

سلام...

راستش حالا که اومدم بنویسم,نمیدونم از کجا شروع کنم؟!از روز اول...وقتی پیش مهنا بودم...وقتی پشت بودم...رفتیم اردو با اعمال شاقه(ق؟غ)...شلوغیایه سر کلاس...تکه کلام معلما...اسامی مستعار بچه ها...روز اخر مدرسه...امتحانات...کارنامه...خداحافظی.....؟!

نمیدونم؟؟؟فکرامو تا فردا جمع و جور میکنم و میام مینویسم...شما هم میتونین خواطراتتونو برام بفرستین و به دوستتون تقدیمش کنین من اونو اینجا با اسم خودتون مینویسم.


(فقط لفطا نظر یادتون نره)